خرید بک لینک

صبحت بخیر لحظه هایت پر از انرژی و حس امید به آینده. دختر تیرماهی تولدت مبارک بابت ننوشتنم تو کلبه پوزش میخام سال خوبی سپری نکردیم. تاب آوریم کم شده و نمیتونم با این حس بنویسم. شاید بحران چهل سالگی هست. شاید آغاز فصل نوین. راستی تولدت اینجا بارونی بود شاید نشونه خوبیه. شاید قراره همه چی خوب بشه. اخه تیر ماه و بارون! حتما حکمتی هست. امیدوارم اونقد خوب بشه شرایط که تو هم برگردی. با حال خوب با حس عالی.

برچسب: نویسنده: بردیا فدایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 23:33

ای وای! اگر چونان فرشتگان لذت رنج را از ما دریغ می داشتی و توبای بهشت نقش تیر شکسته و دل خونچکان را از ما بر سینه به یادگار نمی گذاشت ای وای! اگر راه بهشت از دل جهنم نمی گذشت و این کوره راه آتشین از بهشت ما را به هر جهنمی که می خواستیم نمی رساند ای وای! اگر در هر کلام کلمه ای گلویمان را نمی خراشید و بازیگاه کودک خاطرمان میدان مین خاطره ها نبود ای وای! اگر تیغ نبود و تاج خار گیسوهامان را با خون آذین نمی بست ای وای! اگر چون مرده ها مرده بودیم و همچون آنانی

برچسب: نویسنده: بردیا فدایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 23:33

سلام نمیدانم اینجا سر میزنی یا نه! بعید میدانم ولی بدان که همیشه به یادت هستم. سال سختی را گذراندم مدتهاست حالم خوب نیست. یادمه گفتی زیادی تو گذشته گیر کردی. راست میگفتی من تو گذشته بودم سعی کردم هر چی از گذشته دارم رو پاک کنم. ولی خاطرات پاک نشدن. خیلی خسته ام خیلی زیاد نه توان نوشتن دارم و نه حسی برام مونده. ترجیح میدم چیزی ننویسم. اینجا رو روزی ساختم که به تو ارامش بدم الان نه خودم ارامش دارم و مدت هاست از تو بی خبرم. میدانم تیر ماه است و تیر همیشه ماه خاص بوده ماه تولد تو. پیشاپیش تبریک مبگم

برچسب: نویسنده: بردیا فدایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 23:33

صفحه بندی